مرتضى مطهرى
58
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اينكه بشود خود او را بدون هيچ صورتى عرضه داشت . هر جور كه او را عرضه كنيم با يك صورت عرضه داشتهايم . فلاسفهء ما مدعى چنين حقيقتى در عالم هستند . اين را « ماده » مىگويند ، نه آنچه را كه فيزيك « ماده » مىنامد . فيزيك از نظر كار خودش حق با اوست و فلسفه هم از نظر كار خودش حق با اوست . از نظر فيزيك كه به دنبال خواص طبيعت است نبايد هم دنبال مادهء اولى باشد كه هيچ خاصيت فيزيكى ندارد . او دنبال مادهء محسوس مىرود و عجالتاً آن را « ماده » مىنامد . ولى فيلسوف كه اشياء را به آخرين اجزاء خود تجزيه مىكند مىرسد به جزئى كه آن جزء چنان بسيط است كه هيچ حقيقتى جز استعداد محض بودن و قوهء محض بودن و امكان محض بودن ندارد . اوست كه اين صورتها را دارد . او آن بت عيارى است كه هر روز به شكلى در مىآيد ، گاهى به اين شكل ، گاهى به آن شكل و گاهى به شكل ديگر . و لهذا آنچه كه امروز تحت عنوان تبديل ماده به انرژى [ و بالعكس ] مطرح است ، از نظر فيلسوف [ نشان دهندهء اين است كه حقيقتى وجود دارد كه استعداد ماده بودن و يا انرژى شدن را دارد ] . آيا مىشود كه اين ماده [ در اصطلاح فيزيك ] معدوم شود و بعد انرژى پيدا شود بدون اينكه هيچ ارتباطى با گذشته داشته باشد ؟ يا اينكه مىگوييد اوست كه تبديل به اين شد ؟ [ اگر چنين است ] پس بايد يك حالت بسيطتر از حالت ماده بودن و انرژى بودن وجود داشته باشد كه آن حالت بسيطتروقتى اين شكل را مىگيرد اسمش را « ماده » مىگذارند و چون آن شكل را بگيرد اسمش را « انرژى » مىگذارند . پس ماده و انرژى دو صورت براى مادهاى بسيطتر هستند . فيلسوف نمىگويد كه آن ديگر مادهء محض است ، مىگويد آخر كار بايد به مادهء محض برسيم . بنابراين در بحث تناهى علل مادى ، اين علل را با آنچه كه اكنون در فلسفهء اروپايى مطرح است اشتباه نكنيد . اين علل مادى در فلسفهء اروپايى همان علل زمانى است . مثلًا بگوييم علت مادى اين ميوه درخت است و علت مادى درخت هسته است و علت هسته هم چيز ديگر [ تا اينكه ] به تناهى علل [ برسيم ] كه در اين صورت بايد برسيم به درختى كه آن درخت از هسته [ بهوجود ] نيامده يا هستهاى كه آن هسته از درخت [ بهوجود ] نيامده باشد . مثل تخم مرغ و مرغ كه مرغ از تخم بهوجود مىآيد و تخم از مرغ ، بعد بگوييم كه مرغ مادهاى دارد به نام « تخممرغ » و